زندگي نامه
 
 
 


 

ولي اله اردشيري صبحدم روز دهم ارديبهشت ماه سال 1324 شمسي در محله “درب مسجد” شهرستان لنگرود ديده به جهان هستي گشود. وي فرزند نخست خانواده اي بود كه بعدها چهاردختر و يك پسر به اعضاي آن اضافه گرديد .

پدر ايشان در همان شهر معازه كوچك مسگري داشت . ايشان تحصيلات ابتدائي و متوسطه خويش را را در شهر لنگرود به پايان رساندند و در سال 1344 توفيق ورود به دانشكده علوم دانشگاه تهران را يافتند و در رشته فيزيك مشغول به تحصيل شدند.درسال 1348 موفق به دريافت دانشنامه ليسانس از دانشكده مزبور شدند (ايشان شاگرد اساتيد بنامي چون پروفسور حسابي و دكتر آزاد بودند )

سپس به مدت 2 سال دوره خدمت سربازي خود را در شهر شيراز سپري كردند .

ايشان در سال 1350 به استخدام آموزش و پرورش در آمدند و دو سال نخست شغل معلمي خويش را در دبيرستانهاي شهرستان “صومعه سرا ” سپري كردند . در همين ايام بود كه پدرشان در اثر كسالت دار فاني را وداع گفت و ايشان به عنوان فرزند نخست ، عهده دار سرپرستي خانواده خود شدند.آنگاه عازم شهر رشت شدند و خانه اي در “خيابان تختي” اجاره كردند و دوره اي پربار ازفعاليت آموزشي خود را در اين شهر آغاز كردند. ايشان تا پايان عمر در همين شهر زندگي كردند و به عنوان دبير دبيرستانهاي رشت به كار فرهنگي خويش ادامه دادند.

در سال 1356 با خانم “حوري عرفاني” ،فرهنگي از اهالي لنگرود ازدواج كردند كه ثمره آن دو پسر و دو دختر بود . پس از ازدواج خانه اي كوچك در محله “علي آباد” اختيار كردند و به مدت نه سال در آنجا زندگي كردند . از ديگر فعاليتهاي فرهنگي ايشان همكاري با دوستان نزديك در تاسيس “ گروه فرهنگي كوشيار ” بود .

ايشان در سال 1379 بازنشسته شدند ، اما همچنان تمام وقت به فعاليت آموزشي ادامه دادند . تا سرانجام شبانگاه دوازدهم ارديبهشت 1381 ( مصادف با روز معلم )دچار عارضه سكته مغزي شدند و پس از دو هفته اغما ، شب هنگام 26 ارديبهشت 1381 ديده از جهان فرو بستند .

با تشكر از خانواده استاد به لحاظ در اختيار قرار دادن زندگينامه ايشان ،به فكرمان رسيد تا موارد زير را نيز كه بر شاگردان استاد پوشيده نيست در اينجا قيد نماييم :

يكي در خصوص تعداد كلاس هاي استاد اردشيري است (ايشان كلاس خصوصي دو سه نفره به هيچ وجه نداشتند ) هر روز بعد ازظهر و پس از بازگشتن از مدرسه در ساعت 5/2 ، از ساعت 3 بعد از ظهر كلاس ايشان شروع مي شد و گروه هاي دانش آموز تا ساعت 10 شب به توالي 5/1 ساعته از كلاس ايشان استفاده مي كردند . بگذريم كه 4 شب از هفته را نيز به دليل كثرت دانش آموزان متقاضي كلاس 10 الي 5/11 شب نيز برقرار بود .روزهاي جمعه نيز از ساعت 8 صبح تا 5/2 بعد از ظهر كلاس هاي ايشان برقرار بود . يعني به يك حساب سرانگشتي ايشان حدود سي و سه كلاس كنكور براي دانش آموزان دختر وپسر داشتند و با وجوديكه در كلاس 15 صندلي بود تعداد مراجعين همواره بيش از ظرفيت كلاس بود و عده اي نيز در كلاس سرپا بودند. شايان ذكر است آخرين جلسه كلاس استاد در ساعت 5/8 الي 10 شب پنج شنبه 12 ارديبهشت 81 برگزار گرديد .

نكته ديگري كه بر دانش آموزان ايشان پوشيده نيست ، پرداخت شهريه كلاس بود كه نه در خصوص ميزان شهريه و نه در خصوص موعد پرداخت آن هيچگاه صحبتي با دانش آموزان نمي شد و هر كس به فراخور حال خود هر چقدر مي خواست پرداخت مي كرد.

يكي از دانش آموزان مي گفت : “ يكبار سر ماه كه ما رفتيم توي كلاس ، ديديم بچه هاي قبلي وقت رفتن يك سري پاكت حاوي شهريه را را روي ميز گذاشته اند .خلاصه شيطان رفت توي جلدمان و شروع كرديم به باز كردن پاكت ها و با كمال تعجب ديديم كه كلي از پاكت ها خالي است ، آقاي اردشيري كه وارد كلاس شدند خيلي ناراحت شدند كه شما چرا پاكت ديگران را باز كرديد ”

پسر بزرگ آقاي اردشيري پس از اتمام دوره مهندسي مكانيك خود در دانشكده فني دانشگاه تهران ‚ در سال جاري در فوق ليسانس اين رشته در دانشگاه گيلان پذيرفته شده اند و همچنين پسر كوچك آقاي اردشيري در حال حاضر مشغول به تحصيل در رشته مهندسي عمران دانشگاه صنعتي (شريف) مي باشند . دختر بزرگ استاد اردشيري مي بايست در امتحانات ورودي دانشگاه شركت نمايند .

سينه يكايك شاگردان استاد لبريز از خاطره هاي زيباي متعددي از برخوردهاي ويژه ايشان است كه هر يك از آنها همواره چراغ راهمان بوده وخواهد بود .